X
تبلیغات
قصه ی دل غصه ها


قصه ی دل غصه ها

راحت از حرف هایم نگذرید...بدانید که این دل نوشته ها را یک دل نوشته


خدایا


دستانم را زده ام زیر چانه ام


مات ومبهوت نگاهت میکنم


طلبکار نیستم


فقط مشتاقم بدانم


ته قصه چه میکنی؟


بامن

نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین 1393| ساعت 14:22| توسط شهلا|



نمی دانم


چه کسی


کجا


بر روی کدام دیوار


مرا یادگاری نوشت...


فقط می دانم


بد نوشت...


نوشته شده در شنبه نهم فروردین 1393| ساعت 14:23| توسط شهلا|

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


چه غمی دارد این روزهای آخر اسفند...



حس میکنم روی دست زمستان مانده ام...


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392| ساعت 20:47| توسط شهلا|

Avazak_ir-Jaleb (14).jpg



در وصف حالم همین سه کلمه کافیست


لبخندم درد میکند !

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1392| ساعت 22:3| توسط شهلا|

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

تنــــــــهایی


ریشهـ تـــــــمامی گنـــــاهان و دردهـــــــاست


چوپــــــــــان را " تنـــــــــهایی " دروغـــــــگــو کـــرد


نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1392| ساعت 14:49| توسط شهلا|




هیـچ کـس متـوجه نمـی شـود


کـه برخـی از افـراد چـه عذابـی را تحـمل مـی کـنند


تـا آرام و خونسـرد بـه نظـر بیاینـد .

نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1392| ساعت 16:36| توسط شهلا|



دوباره روز تولدم رسید


روزی که غصه سراغم نمیاد


روزی که دستای تنهایی من


بیشتر از همیشه دستاتهای دوستام رو میخواد




 " تولـــــــــــدم مبارک"


نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392| ساعت 13:57| توسط شهلا|


  بزرگ که میشوی


غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند


درد هایت نیز!


غافل از آنکه لبخندهایت را


در آلبوم کودکی ات جا گذاشتی!!!


نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1392| ساعت 15:18| توسط شهلا|


ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﺖ ﮔﺮﻓﺘﻪ


ﻭﻟﯽ


ﻣﺠﺒﻮﺭﯼ ﺑﺨﻨﺪﯼ ﻭ ﺷﺎﺩ ﺑﺎشی



ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ ﺍﻭﺝِِ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ...!!!

نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1392| ساعت 19:21| توسط شهلا|


سکـــوت میکنم

 

بگذار حرفــــــ ها آنقدر یکدیگر را بزننــــــد!!!

 

تا بمیرنــــــد!!!


نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1392| ساعت 18:56| توسط شهلا|















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت